خرید بک لینک
در لاک تنهایی خود فرو رفتم. خبر اخراج حسین در تیممان مانند شوکی ناگوار بود. پیش تر از این سامانم در این باره حدس هایی زده بود اما فکر نمیکردم اینقدر جدی باشد. حسین از تیم کنترل کیفی به تیم دیگری منتقل شد و برای همیشه کیوسی درگذشت...

سرگردانم و دلهره دارم. از سویی با خود میگویم که چه بهتر. مصاحبه های پروژه منتظر را با فراغ بال انجام میدهم از سوی دیگر دلم راضی نمیشود آنجا را رها کنم. کابوس سر کردن ماه ها بدون حقوق ثابت و دادن اجاره خانه و خرج و مخارج این چنینی رهایم نمیکند. این روزها خیلی فکر میکنم. به من که در سراشیبی زندگی افتادم و باید یک یاعلی بگویم و برخیزم از جایم و تا جان دارم تلاش کنم. برای موسیقی برای زبان برای مهارت م.

خدایا مثل همیشه کنارم باش و آرامم کن...

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۵ساعت 0:38&nbsp توسط |

برچسب: نویسنده: یوسف کریمی‌پور تاريخ: شنبه 13 آبان 1396 ساعت: 2:26

صفحه بندی